X
تبلیغات
رایتل

سرزمین آفتاب
 
قالب وبلاگ

می خواستم چند تا عکس بگذارم .ولی دیدم همین هم خودش خیلی زشته. تازه ممکنه یه عده روی یه چیزی دست بذارن و بگن فلانی طالبان شده

اصلا به جهنم. بگن .مگه من واسه حرف مردم زندگی می کنم؟ ولی آخه یه عده گند زدن به همه چیز.

حتی گند زدن به عزاداری ظهر عاشورا . انقدر دخترای ساپورتی با آرایش های غلیظ و پسر های زیرابرو برداشته و هایلایت کرده  توی پیاده روها زیاد بودن که هر طرف چشمت رو می بردی که کمی راحت باشی بازم لا اقل 20 جفت از اینا می دیدی. کلا بهتر بود که یا از خونه بیرون نیای یا حالا که اومدی کور باشی و با عصای سفید...

بابا جان !

هر چیزی جای خودش... دیگه چرا با اعتقادات مردم ، عقده های خودتونو صاف می کنین ؟ چقدر کمبود؟ چقدر عقده حقارت؟ چقدر نیاز به دیده شدن؟  تو که واسه مشتری پیدا کردن اومدی توی خیابون  لا اقل یه نصف روز دیرتر میومدی

نمی شد ؟ دختره می پرید ؟ پسره رو می بردن ؟ مشتریه جای دیگه ای پیدا می کرد و سر تو بی کلاه می موند ؟؟؟؟؟

لعنت به این آدمک هایی که ظهر عاشورا هم دنبال کثافت کاری بودن و انقدر زیاد بودن که نمی شد بدون اینکه چشمت به اینا بیفته دو تا دسته عزاداری و سینه زنی رو راحت و بدون زحمت تماشا کنی

هر کی بدش میاد ...بیاد

ولی حتی حال من رو هم که به لجن بودن خودم اعتقاد داشتم به هم زدن

اهل هر چی هستی  مبارکت باشه ! ولی لامصب...لا اقل ظهر عاشورا...



[ شنبه 17 آبان‌ماه سال 1393 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ سرزمین آفتاب ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دریافت همین آهنگ