X
تبلیغات
رایتل

سرزمین آفتاب
 
قالب وبلاگ

سلام

اصلا قرار نداشتم که تا ضرورت ایجاب نکرده پست جدیدی بذارم اما خوندن این غزل زیبای عبدالجبار کاکایی دهن من و وبلاگم رو با هم !  آب انداخت.

دلم خواست که شما هم شریک باشین



گذشتم از هوایی ، بریدم از جهانی

به تو رسیدم از تو، به مرز مهربانی

 

کجا بدون اسمت، غریبگی نکردم

کجا پناه من شد، ازین همه نشانی

 

فلات آفتابی ،در این هوای ابری

بهشت عاشقانی، دراین جهان فانی

 

تو کوه و دشت و صحرا، تو آفتاب و دریا

تو جویبار و باران، تو باغ زنده گانی

 

تو ای بهشتم ایران، چو آفتاب و باران

به خنده می نشینی، به گریه می نشانی

 

تو می درخشی از دل، چو ماه ،ماه کامل

به میل دوستانی ، به رغم دشمنانی

 

وطن پناه ما باش ، درین غبار مسموم

درین هوا که از نو، گرفته ایم جانی

 

مگر زبان آتش ،نشیند از دعایی

مگر دعای خیری براید از دهانی

[ دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 04:09 ب.ظ ] [ سرزمین آفتاب ] [ نظرات (10) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دریافت همین آهنگ