X
تبلیغات
رایتل

سرزمین آفتاب
 
قالب وبلاگ

عناوین یادداشت ها

  • آقا مستقیم، دربست ! (دوشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1395 22:56)
    یک تجربه تلخ ، یک داستان واقعی: جمعه سه بعد از ظهر یه خیابون در تهران. ماشین رو توی سایه پارک کرده و داخلش نشسته م منتظر همسرم هستم که از آرایشگاه بیاد و بریم عروسی یه 206 تمیز و براق که روی پلاکش علامت معلولین خودنمایی می کنه جلوی من پارک کرد و خانوم جوانی پیاده شد .در ماشین رو قفل کرد و منتظر تاکسی ایستاد.به هر...
  • انتظار (دوشنبه 3 آذر‌ماه سال 1393 18:05)
    دختر مغموم کولی کنار آبادی شرمسار آبروی بربادرفته چشم انتظار سوار سپید پوش نشسته [...قول داده است.حتما می آید...خداکند بیاید...] و پسر سوار بر سانتافه ی مادرش در پایتخت به دنبال شکار دخترکان بزک کرده قولش به دختر را فراموش کرده است چه انتظار تلخی (سرزمین آفتاب)
  • ما جانوران بد (جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393 10:39)
    ساختمون اداری ما تقریبا وسط حیاط قرار گرفته . گاهی وقتا برای یه سری حرفای خصوصی [چه با تلفن چه با دوست یا همکار] می ریم پشت ساختمون.یعنی حیاط شرقی ، که هم خلوت تره هم واسه حرفایی که لازم نیست هر کسی بشنوه، می شه راحت تر بود ( حیاط غربی هم شلوغ تره هم مسیر تردد ارباب رجوع و درب اصلی ساختمون اون طرفه) . درخت زیتون هم تا...
  • قصری برای شیرین (سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393 15:53)
    مدتی است که به حکم شغل و پیشه ام ، ساکن قصر شیرین شده ام.شهری که چهره ی امروزش با تصویری که من برایش در ذهنم ساخته بودم تفاوت زیادی دارد. امکانات اندک و جمعیتی بسیار کمتر از آنچه فکرش را بکنی...شهری که به روایت و شهادت آمار های رسمی در سال 1356 قریب هشتادهزار نفر جمعیت داشته است . یعنی درست در همان زمان جمعیت بسیاری...
  • حسین ، ظهر عاشورا گم شد (شنبه 17 آبان‌ماه سال 1393 15:51)
    می خواستم چند تا عکس بگذارم .ولی دیدم همین هم خودش خیلی زشته. تازه ممکنه یه عده روی یه چیزی دست بذارن و بگن فلانی طالبان شده اصلا به جهنم. بگن .مگه من واسه حرف مردم زندگی می کنم؟ ولی آخه یه عده گند زدن به همه چیز. حتی گند زدن به عزاداری ظهر عاشورا . انقدر دخترای ساپورتی با آرایش های غلیظ و پسر های زیرابرو برداشته و...
  • جنگل خالی (یکشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1393 16:01)
    تقدیم به تو چشم هایت ، نشانه ای ست از شهابی گذرا دستهایت اما ، ریشه در حضور نور دارد جنگل خیالم پس از کوچ تو کویر است بمان تا بابونه ها برایت برقصند بمان تا آخرین شاخه صبح حضورت را تنفس کند "سرزمین آفتاب"
  • مرگ ، حقیر است وقتی ... (شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1393 14:25)
    احمد پیرانی اسم یه قاچاقچیه . من از فاصله 5-6 متری شاهد صحنه اعدامش بودم و بخاطر شغلم از سه ماه قبل با موضوع این آدم بطور کامل آشنا شده بودم درسته که قاچاقچی بود . ولی لحظه اعدام ، مرگ رو مسخره کرد و محکم رفت... وقتی از ماشین مخصوص پلیس آوردنش بیرون که ببرنش پای جرثقیل و دارش بزنن زن و بچه هاش که جلوتر از همه ی مردم...
  • مسافر شهر (شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1393 14:45)
    آه ای راهی شهر پشت خورجینت اگر جایی هست ، جانمازم ببر و جایش آیینه بخر آه ای راهی شهر آسمان دلم از بار امانت خالی ست غصه های من و این طاقچه را ببر از این دل تنگ شاید آن صبح سپید پشت دروازه ی این خانه ی سرد منتظر مانده که باز دست پر مهر تو این پنجره را بگشاید. "سرزمین آفتاب"
  • آقا دزده (یکشنبه 22 تیر‌ماه سال 1393 09:19)
    مهمون بودم . افطاری رو خوردیم و رفتیم بیرون . یه گشت و گذار مختصر همراه با گرمای شبانه که هنوزم کولر می خواست و کمی خرید... آروم آروم هوا خنک می شد و اجازه می داد کمی بیرون بمونیم . وقتی برگشتیم نسبتا دیر شده بود و بیشتر ساکنین اون خونه خواب بودن . آروم کلید انداختیم که بی سر و صدا بریم داخل.اما کلید جلو نمی رفت . اول...
  • یک انسان عقلا‌‌ئی باید... (شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1393 11:42)
    سی نکته در باره انسان عقلانی از نگاه دکتر سریع القلم: 1 . در روز حداقل یک بار بگوید: " من نمی‌دانم‌" 2. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتاً به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند. 3. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار ‌نظر نکند. 4. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد. 5. به...
  • ما ملت جاهل ! (چهارشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1393 10:43)
    گاهی وقتا که توی اینترنت گشتی می زنم یه چیزایی می بینم که غصه م می گیره یا خنده م اما الان که داشتم همینجوری بی هدف صفحه ها رو باز می کردم یه لینک دیدم با این عنوان : طالع بینی با کارت سوخت ! یعنی اولش تعجب کردم . بعد کلافه شدم. بعدشم از اینکه ما انقدر جاهلیم که هر آدم کلاش و بی سوادی اینجوری داره با سو استفاده از...
  • شرافت یا بی شرافتی. مساله ای نیست ! (پنج‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1393 09:31)
    کوتاه می نویسم: دختر دانش آموز نخبه ایرانی به دلیل رفتار...سر کنسول ایران در آلمان درگذشت ! متن خبر رو خودتون خوندین و می دونین من فقط از رییس جمهور یا هر مقام ذیصلاح دیگه درخواست می کنم بزنن توی دهن این آدم و تابعیت ایرانی رو ازش سلب کنن آقای سرکنسول ( که تو اصلا لایق این پست و عنوان هم نیستی و "آقا" هم...
  • تفاوت ! (یکشنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1393 09:45)
    چیز خاصی نیست یه خبر ساده ( البته برای دنیا نه برای ما ) " به گزارش سرویس بین الملل باشگاه خبرنگاران ، به نقل از خبرگزاری فرانسه ، نخست وزیر کره جنوبی، در پی افزایش انتقادها از دولت کشورش مبنی بر ناتوانی در مدیریت حادثه کشتی غرق شده از سمتش استعفا کرد. وی گفت: من پیشتر تصمیم داشتم استعفا کنم ولی رسیدگی به این...
  • آقای نسبتا محترم !! (چهارشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1393 19:49)
    راهنما رو نزده پیچید و از سمت راست بلوار یهو سر اسب مبارکش رو کج کرد که بیاد از دور برگردون ، دور بزنه ! جفت پا رفتم روی ترمز و سی سانت مونده بهش ایستادم...هنوز حتی یک کلمه هم در اعتراض به رفتار غیر حرفه ایش !! نگفته بودم که خیلی طلبکارانه و حق به جانب داد زد : کوری؟ راهنما رو نمی بینی؟ *** کارت خروج رو زدم و از اداره...
  • صد سال... (چهارشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1392 12:18)
    یک: رفته پیراهن 68 تومنی رو شب عید خریده 105 تومن . بعد اومده خونه دیده کمی تنگه .برده عوض کنه فروشنده می گه سایز بزرگترش رو نداریم.تموم کردیم. یه مدل دیگه بردار...اینم می گه من همین مدل به بقیه لباسام میاد.فروشنده هم پولشو پس نمی ده.اینم گیر کرده...نه پیراهنش درست در اومده نه پولش برگشته... می گم چند سالته ؟ جواب می...
  • آنستی ایز د_ بست پالیسی !!! (یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392 10:55)
    صداقت ، بهترین سیاست است این جمله ، از دومین شب اسفند تا لحظه ای که من رو در یک وجب جا بخوابونن هرگز از ذهنم محو و فراموش نمی شه یعنی امکان نداره صادقانه بگم ، توی یه بحرانی گیر افتاده بودم که از عواقب خیلی از قضایا می ترسیدم... خیلی هم با خودم کلنجار رفتم که یه دروغ شاخدار بگم و قال قضیه رو بکنم ...کسی هم دروغ بودنشو...
  • بس بگردید و بگردد روزگار !! (چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 12:11)
    آب معدنی کوچیک رو می خری 400 تومن ولی وقتی تابستون راه می افتی و می ری شمال همین آب معدنی رو 900 تومن می کنن توی پاچه ت ! چای کیسه ای رو که اینجا می خری مثلا 3500 اونجا می خری6000 تومن حالا خوبه از برکت پا و قدم همین مسافرها ، شمال کشور کلی رونق گرفته با پول همین مسافرها حسابی شهر و دیارشون حتی دهاتشون هم رشد کرده و...
  • برای بابک اسحاقی (چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1392 09:20)
    بیش از دوساله که وبلاگ خوب و پر مخاطب جوگیریات رو می خونم. یه نویسنده نکته سنج و ریز بین و خوش قلم داره و صدها دوست ثابت و یار ماندگار. بابک اسحاقی نویسنده وبلاگ جو گیریاته. تقریبا هربار که بیام داخل وبلاگم حتما از طریق پیوندها سری بهش می زنم و می خونمش و معمولا هم به روزه . متاسفانه دیروز ظهر پدر بابک اسحاقی به رحمت...
  • بوشهر زخمی (شنبه 7 دی‌ماه سال 1392 19:13)
    این شعر مال چند ماه پیش و در روزهاییه که شهر کاکی از توابع بوشهر لرزید و از زخم زلزله بی نصیب نموند...منتها جمع و جورش نکرده بودم.حالا که کمی وقت خالی پیدا کردم به این فکر افتادم که مرتبش کنم و توی یه پست بذارمش. می دونم خیلی شعر قوی و دلچسبی نیست. مناسبتشم گذشته...اما تقدیمش می کنم به همه ی اونایی که روی بدبختی مردم...
  • بر بام شکسته ی بم (پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1392 18:41)
    امروز سالگرد زلزله مهیب بم بود...یادآور پنجم دی ماه هزار و سیصد و هشتاد و سه...خاطره ساز پرواز 50 هزار نفر...در کمتر از یک ساعت ! نـُه سال پیش...اما حاشا که این خاطره تلخ به این زودی ها دستخوش مرور زمان شود و گرد فراموشی بر رخسار غمبار این واقعه بنشیند... هر چند ما مردم عبرت و بیداری نیستیم. مردمی هستیم که مرگ را برای...
  • انتشار خوبی ها (جمعه 29 آذر‌ماه سال 1392 23:37)
    دوست گرامی و فرهیخته روی ماه خداوند را ببوس ابتکار قشنگ یکی از دوستان را باز نشر کرده اند وقتی که خواندم حس کردم هم برای من و هم برای تمام دوستان که در این دنیای پر از کلک و دروغ وقت می گذرانیم خالی از لطف نیست که دمی تن به این تمرکز مثبت خالص با هدف انتشار آن در کائنات و انعکاس خوبی ها بسپریم...خدارا چه دیدی...شاید...
  • گل اومد بهار اومد می رم به صحرا... (چهارشنبه 27 آذر‌ماه سال 1392 12:48)
    مدتی پیش مقام معظم رهبری و یکی دونفر از مراجع محترم ، بیاناتی در مورد اینکه جمعیت افراد پیر کشور رو به تزاید و جمعیت جوانان رو به کاهش است و باید از این خارج شدن از تعادل دوری کرد فرمودند. اصل فرمایش ایشون کاملا صحیحه و دربست هم قبوله و باید عده ای کارشناس دلسوز بشینن و راهکار اجرایی کردن صحیح این حرف رو بررسی و اعلام...
  • رنج دانستن (سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1392 08:44)
    در نگاه نخست، دانستن از ندانستن بهتر به نظر می‌رسد. همچنانکه روز از شب، یا مرگ از زندگی، یا سیرابی از تشنگی . اما این تنها در نگاه نخست است. دانستن شاید به لذت منجر شود اما همیشه به رضایت منجر نمی‌شود . نخستین حوزه دردناک دانستن، داشتن دانش است. منظورم از دانش، مشتق و انتگرال و ترتیب عناصر جدول مندلیف و نام کرم‌های...
  • روز مبادای زمستانی (سه‌شنبه 12 آذر‌ماه سال 1392 09:54)
    به قول قدیمی ها " ننه سرما " داره کم کم چادر سفیدشو پهن می کنه امروز از روی سایت هواشناسی دیدم که دمای هوا فردا شب به منفی یک درجه می رسه . و این رسما یعنی نقطه انجماد. خوب...با رسیدن فصل سرما یه کمی معادله ها تغییر می کنه. کلآ سرما سرعت و حرکت همه چیز رو کند می کنه مایعات یخ می زنن . روغن ها سفت می شن. حتی...
  • کلیدت فولاد باد (سه‌شنبه 5 آذر‌ماه سال 1392 22:54)
    ساعت10:49 شبه دارم مصاحبه تلویزیونی دکتر روحانی رو از شبکه یک دنبال می کنم هر چند بقول خودش هنوز خیلی راه مونده و به قول یکی از مصاحبه کننده ها صدای باز شدن اولین قفل داره به گوش مردم می رسه و هرچند که ... ولی این آدم انقدر با ادب و عظمت از مردم ( بدون خر فرض کردنشون ) یاد می کنه که دوباره کم کم دارم به ایرانی بودن...
  • یک خاطره از مُحرَم (شنبه 25 آبان‌ماه سال 1392 02:34)
    نمی دونم چی شد که این فکر به ذهنم رسید شاید رفتار مردم شایدم چیزهایی که این روزها واسه ی من حساسیت برانگیز شده یا شایدم خاطره خوبی که از روزهای محرم در ایام کودکی داشتم و دیگه این روزا خبری ازش نیست امسال با اینکه خیلی کم و محدود برای تماشای دسته های عزادار و سینه زنی رفتم ولی همه ش این فکر توی ذهنم می چرخید که این...
  • دو دست - هفت آسمان (سه‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1392 11:43)
    در خودش قُدرت صد معجزه را جا داده این دو تا دست که بر روی زمین افتاده من همیشه در مقابل این اسم احساس خجالت می کنم . این الگو آنچنان برایم بزرگ و خارج از حد تصور است که گاه بجای آنکه به هدف و حرکتش بیاندیشم فقط احساس یآس و کوچکی می کنم . امروز هم جو گیر ایام محرم نیستم که هی پست محرمی بنویسم . اما به تناسب زمان گاهی...
  • مُحرَم با بوی اسکناس ! (چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1392 13:35)
    بوی ماه محرم که می آید دیگر براحتی نمی توانم ضبط ماشین را روشن کنم. دستم کمی سست می شود و ... از جفنگیاتی هم که رادیو پخش می کند ( حالا باز رادیو گاهی کمی بهتر از تلویزیون است و ندرتآ قابل تحمل! ) بیزارم. هر کسی را که پیدا می کنند می آورند و او هم برای مردم نسخه های من در آوردی می پیچد.حدیث می سازد و روایت خلق می کند...
  • روز مبادا (چهار) (شنبه 11 آبان‌ماه سال 1392 13:22)
    تا اینجا در مورد یه سری از کارایی که قبل از زلزله باید انجام بدیم حرف زدیم این پست فقط در مورد کارای ضروری در هنگام زلزله س. و البته چون کمی طولانی تر از پست های گذشته س لطفا حوصله کنین و کمی وقت بذارین و همه ش رو بخونین یک - بجای دویدن، پناه بگیرین. موقع زلزله اولین کاری که همه می کنن دویدن و فراره. چرا می دوین؟ کجا...
  • برای آشفتگی ها (جمعه 3 آبان‌ماه سال 1392 22:13)
    ( تقدیم به تو ) دل از ستاره بریدی ، به ماه جان دادی سحر نیامده ساعت به من نشان دادی من از دلی که به موی تو بسته ام گفتم تو با کنایه سر زلف خود تکان دادی مگر قرار نشد که تو مال من باشی؟ دوباره سهم دلم را به دیگران دادی؟ برای کارد که بهتر فرو رود ، این بار تو باز آدرس قلب و استخوان دادی بهار رفته و رفته ست مـِهر پاییزی...

   1    2    3    4    >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دریافت همین آهنگ