X
تبلیغات
رایتل

سرزمین آفتاب
 
قالب وبلاگ

مدتها بود نوشتن مطلب کوتاهی در مورد آشنایی مختصر با وزن و ضرب آهنگ شعر کلاسیک ( قالب مند) فارسی به ذهنم خطور کرده بود. اما گستره بسیار وسیع این موضوع از یه طرف و دانش محدود من و ظرفیت محدودتر وبلاگ کار رو سخت می کرد.بنابراین اگر این نوشتار مختصر رو می خونید لطفا معایبش رو به دلایلی که ذکر شد ببخشید.

مبحث وزن در شعر موضوع بسیار قدیمی و یکی از شاخصه های اصلی شعر به شمار میاد که البته طی چند ده سال اخیر و بعد از تولد شعر نیمایی و آزاد و سپید و هسا شعر و مدرن و پست مدرن و ...کمی به فراموشی سپرده شده اما از اهمیتش مطلقا کم نشده.خصوصا برای آشنایی با شعر فارسی که یکی از موزون ترین اشعار کل زبانهای دنیاس باید به طور ویژه با این موضوع آشنا باشیم. در سنوات گذشته و حتی از بدو پیدایش شعر فارسی که ظاهرا قدیمی ترین شعر ثبت شده رو هم این بیت می دونن :

آهوی کوهی در دشت چگونه دَوَذا

او ندارد یار بی یار چگونه بُوَذا

یکی از عناصری که به شعر هویت می داد وزن ( یا بهتر بگیم ریتم و ضرب آهنگ قرائت ) اون بود.در کنار نشانه هایی همچون : عنصر خیال ، ردیف ، قافیه و ...همیشه وزن هم به عنوان یکی از عواملی که باعث فرق قائل شدن بین نثر و نظم شمرده می شدن به حساب می اومد

تا قبل از ورود فرهنگ و ادب عرب به ادب فارسی موضوع وزن به عنوان یک موضوع بدیهی محسوب می شد و بدون اینکه جایی تدریس بشه همه با درک درونی از وزن اون روی توی اشعارشون رعایت می کردن تا اینکه عرب روی آهنگین بودن شعر ما اسم : (موزون)  رو گذاشت

البته شعرای قبل از عرب هم بدون اینکه در این مورد تدریس و آموزشی داشته باشند به صورت یک امر کاملا بدیهی وجود وزن رو در شعر به عنوان یک عامل ضروری پذیرفته بودند و در این زمینه هم ید طولایی داشتن اما در بعضی از قالب های شعر عربی کوتاه و بلند شدن ابیات چندان ایرادی نداشت اما در غزلیات زیبا و کهن شعر فارسی امکان نداره شما ابیاتی که از نظر وزن و ریتم و طول هجاها اشکال و تفاوت داشته باشند بتونید پیدا کنید !!


کلا هر چیزی که ما می شنویم صوت نام داره که با شاخصه ی فرکانس معرفی و اندازه گیری می شه

اگه یک جسم با یک سرعت کم و یا زیاد به ارتعاش در بیاد صدا تولید می کنه

حالا اگه این تولید صدا منظم باشه یک جوره  و اگر نا منظم باشه یک جور دیگه س


با این تعریف ٬ ریتم یا وزن ٬ عامل شناسایی ترتیب تکرار و نظم اصواتی است که تولید می شن

اگر اون اصوات در قالب های ریتمیک قرار بگیرند شعر و موسیقی تولید می شه

و اگه هیچ نظمی نداشته باشه گفتار یا اصوات غیر موسیقایی حساب می شن


پس ضرب آهنگی که در اصوات تولید شده وجود داره به همراه نظم و تکرار و توالی می تونه باعث به وجود اومدن یک اثر موزون بشه

حالا برای اینکه متوجه بشیم چرا و چطور وزن اشعار مختلف با هم فرق می کنن باید یه نگاهی به هر تکه از یک مصراع بندازیم


یکی از مرسوم ترین ابیات برای این بازگویی شعر معروف:

ای ساربان آهسته ران 

هست

وقتی می خوایم بدونیم که این شعر با چه وزنی خونده می شه باید اول اون رو قطعه قطعه کنیم به نحوی که هر جا یکی از حروف صدا دار تموم شد یا کلمه به حرف ساکن رسید این قسمت رو یک تکه حساب کنیم بعد ببینیم برای این تکه چه وزن و ریتمی وجود داره

به عنوان مثال اینجا بعد از هر تکه یه خط کج می ذاریم و زیرش وزن مرسومش رو می نویسیم تا کم کم گوش مخاطبین با وزن های مرسوم و موجود هم آشنا بشه:


ای / سا / رِ /بان /  --- آ / هِس / تِ / ران /---

مُس/ تَف /عِ / لُن/  --- مُس/ تَف /عِ / لُن/  --- 


 کا /  را  /   مِ /جا /  --- نم/ می/ رَ / وَد /

مُس/ تَف /عِ / لُن/  --- مُس/ تَف /عِ / لُن/  ---


ای ساربان( مستفعلن) آهسته ران (مستفعلن)

کارام جا (مستفعلن) نم می رود ( مستفعلن)


مسلما با این شیوه متوجه می شید که وزن قطعه ی : ای ساربان  ( مستفعلن ) هست نه چیز دیگه و نه مثلا ( مفاعیلن )


دقیقا اینجا منظورمون از وزن فلان قعطه یا تکه ، آهنگ تلفظه

همونجوری که وقتی پای تلفن وقتی برای  یک نفر داریم یه کلمه  رو... مثلا "یاران" رو تلفظ می کنیم و طرف متوجه نمی شه بهش می گیم : یاران  بر وزن باران ! یا مثلا فردا بر وزن شهلا !

یعنی میزان تولید فرکانس و نظم تلفظ این اصوات مثل فلان کلمه ی معروفه


حالا برای شعر هم یک سری اوزان معروف و شناخته شده هستندکه البته نه کامل هستند و نه قطعی و گاهی می بینیم که یه شاعر با ذوق از شکست یا ترکیب وزن های قبلی یه وزن طولانی اما صحیح و البته متفاوت و جدید برای شعرش تولید کرده . در واقع شعری رو تولید کرده که موزون هست اما نه بر  منوال وزن های قدیمی

که البته این موضوع خیلی زیاد نیست ...اما هست !

الان هم قصد نداریم همه اوزان رایج رو  معرفی کنیم. خودمم بلد نیستم

بلکه قصد داریم مفهوم وزن رو  معرفی کنیم. برای همین مجبوریم  برای پیدا کردن وزن یک مصراع ابتدا اون رو تکه تکه ( تقطیع هجایی ) کنیم و در آخر با سر هم کردن وزن همه قطعات وزن کلی اون مصراع رو بدست بیاریم

باز هم مثال :

بزرگش نخوانند اهل خرد   که نام بزرگان به زشتی برد


بُ / زر/ گش / ---  نَ /خا / نن /---   دُ /  اَه / لِ /    ---    خِ /رَد 

فَ / عو / لُن  /---  فَ / عو / لُن /--- فَ / عو / لُن /      فَ /عَ /ل  


اسم این کار ما تقطیع هجاییه

یعنی هر حرف رو تا پایان بخش صدا دارش تلفظ می کنیم و به محض رسیدن به  حرف صدادار بعدی توقف می کنیم

دقیقا همون  بخش کردن  که در کلاس اول ابتدایی یاد گرفتیم: ( نان - بابا )

نان /  یک بخشه

با/ با / دو بخش

یعنی : نان یک حرف صدادار داره و بابا دو حرف


وقتی توی یک بیت هم همین کارو بکنیم دو تا حسن داره:

اول اینکه وزن و ضرب آهنگ صحیح قرائت اون شعر رو متوجه می شیم و پیدا می کنیم

دوم اینکه چنانچه  خودمون دست به نوشتن یک شعر ببریم ( ویا یک نفر دیگه هم شعری بنویسه ) این فرمول می تونه کمک کنه که وزن هر مصراع بدرستی رعایت و حفظ بشه و یک مصراع ۱۲ هجا و مصراع بعدی مثلا  ۱۵ هجا نداشته باشه و وزنشون هم با هم هماهنگ باشه


یک بیت دیگه رو با یه وزن دیگه اینجا می نویسم و فعلا بخش اول این موضوع رو تموم می کنم :


 

(همه روز بر ندارم)  ( سر ازین خمار مستی)

(فَعَلاتُ فاعِلاتُن)        (فَعَلاتُ فاعِلاتُن)

 

(که هنوز من نبودم)  ( که تو در دلم نشستی)

  (فَعَلاتُ فاعِلاتُن)       (فَعَلاتُ فاعِلاتُن)

[ دوشنبه 29 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ سرزمین آفتاب ] [ نظرات (13) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دریافت همین آهنگ