X
تبلیغات
رایتل

سرزمین آفتاب
 
قالب وبلاگ

نشسته ام و فکر می کنم


فکر که ...زیاد می کنم

اما فکر مثبت وموثر... مسلما خیلی کم !


قطعا بیشترش خیالبافی ست تا فکر به درد بخور


فکر می کنم فلان کار

فلان حرف

بهمان تصمیم و آن حرکت کذایی...لابد خوب است

بعد کمی سبک سنگینش می کنم

دست بکار می شوم

و نتیجه اش...یک افتضاح

ماله بر می دارم که درستش کنم

بدتر خرابی ها را می مالم به همه جا

دستمال بر می دارم

بدترش می کنم...

پدر آمرزیده

همان جور ولش می کردی که کمتر خرابی درست می کرد...


مسلما ربطی به بدشانسی ندارد

گناه بی فکری و فکر های بچه گانه و سطحی یا بهتر بگویم کوته فکری خود را پای شانس نگذاریم


تنها کمی آرامش

کمی تامل

کمی سنگین و متین رفتار کردن

کمی همه جانبه نگاه کردن

کمی عواقب محال  و غیر محال را در نظر گرفتن...

اگر مفید نباشد لا اقل از گند های بعدی و بزرگتر جلوگیری می کند

...


اینهمه استرس و عجله و شتاب بیجا و بی ربط...که چه ؟

آخرش نه کارَت کار بوده نه حرمتت سر جایش... نه نتیجه چیزی که فکرش را می کردی...

بعضی از اشتباهات باعث یک تلنگر می شوند

بعضی هایش موجب یک پس گردنی محکم...


خدا کند در پی این پس گردنی ها بیدار شدنی هم باشد

وگرنه...

چه افتضاحی درست کرده ام...

چه افتضاحی...

همه چیز هم فقط و فقط تقصیر خودم است

همیشه همه چیز تقصیر خودمان است

ماییم که دیگران را بد می سازیم

ماییم که اعتماد را به زیر صفر می کشیم

ماییم که بی حساب سرمایه گذاری غلط می کنیم و سرمایه را به باد می دهیم

در کار  ..در روابطمان...در پیش بینی هایمان...در اقتصادمان...در هرچیزی که فکرش را بکنید


بعد می گوییم خدا رحم کند...یا من بدشانسم

نخیر خدا قبلا رحم کرده و عقل داده

وقتی استفاده نمی کنیم تقصیر خدا چیست؟


شانس را ما بی تدبیر ها درست کرده ایم و از خودمان در آورده ایم که گندکاری هایمان را بپوشانیم


می روم کمی فکر کنم که چرا از بزرگترین هدیه خدا که همان عقل است اصلا استفاده نمی کنم...


چند روزی نمی آیم

[ یکشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ سرزمین آفتاب ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

دریافت همین آهنگ